مراد على شمس

166

با علامه در الميزان ( فارسى )

حسن و قبح در همه‌جا يكسان نيست و اصول ثابت و مقدسى ندارد » . پس در اين نظريه براى فن اخلاق هيچ اصل ثابتى نيست . و آن‌طور نيست كه هرچه در يك جا خوب و فضيلت بود ، همه‌جا خوب و فضيلت باشد ، و هرچه در يك جا بد و رذيله بود ، همه جا بد و رذيله باشد . بعضى ادعا كرده‌اند اين نظريه نتيجهء نظريه معروف به تحوّل و تكامل ماده است . و به‌هرحال اين نظريه فاسد است و دليلى كه بر آن اقامه شده ، از بيخ و بن فاسد است ، وقتى مبنا فاسد شد ، بنا هم فاسد مىشود . « 1 » س 147 - طرز مشى « مسلك اخلاقى قرآن » چگونه است ؟ ( بحث اخلاقى ) ج - در اين مسلك غرض از تهذيب اخلاق تنها و تنها رضاى خداست [ و در اين راستا ] هنگامى كه ايمان انسان رو به كمال رود ترقياتى در اين زمينه نصيب وى گردد دل او مجذوب تفكر درباره خدا و توجه باسماء و صفات عاليه حق كه از هرنقصى منزه و مبرا است مىگردد . اين حالت جذبه روزبه‌روز شديدتر و توجه او به خدا عميق‌تر مىشود تا به آنجا مىرسد كه خدا را چنان عبادت مىكند كه گويا او را مىبيند . و محبت و شوق او روزافزون مىگردد زيرا عشق به كمال و جمال جزء فطرت انسان و خميره اوست . همچنانكه قرآن كريم فرموده : « وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ، آنها كه ايمان دارند ، خدا را بيشتر دوست مىدارند » . « 2 » همين معنى او را وادار به پيروى از پيغمبر اكرم

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 245 - 248 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ، ص 561 - 564 . [ با تلخيص و تصرف ] ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 165 .